AB vfc filter 116all http://thenounproject.comThe Noun ProjectIcon TemplateRemindersStrokesTry to keep srokes at 4pxMinimum sroke weight is 2pxFor thicker srokes use evennumbers: 6px, 8px etc.Remember to expand srokesbefore saving as an SVGSizeCannot be wider or taller than100px (artboard size)Scale your icon to fll as much ofthe artboard as possibleUngroupIf your design has more than oneshape, make sure to ungroupSave asSave as .SVG and make sure“Use Artboards” is checked100px.SVG 07 Created by Gregor Cresnarfrom the Noun Project 63 Artboard 18 Artboard 23
فیلتر محصولات logo
chibekhoonam_banner
مرتب سازی بر اساس
  • 3 کالا

احمد امید

 

زندگینامه احمد امید

احمد امید در ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۰ متولد شده و اهل ترکیه است. او در دانشگاه مرمره و بعدها مسکو و روسیه تحصیل نموده.

 

آثار احمد امید

احمد امید بیشتر به واسطه‌ی رمان‌های جنایی‌اش مورد توجه قرار گرفته اما پس از خواندن کتاب روزی روگاری آناتولی می‌توان گفت که در نوشتن داستان‌های عاشقانه نیز ماهر است. او تلاش دارد در داستان‌هایش از کشورش یعنی ترکیه هم سخن بگوید و فرهنگ آن را بشناساند؛ هم چنین از تحولات رخ داده در اجتماع وطنش طی زمان سخن بگوید. بعضی از آثار او به فارسی ترجه شده اند؛ حتی یکی از آثار او دو مرتبه با دو ترجمه منتشر گشته. (کتاب روزی روزگاری آناتولی پیش‌تر با نام تصغیر به چاپ رسیده بود.) کتاب خاطره استانبول در سال ۲۰۱۰ پرفروش‌ترین رمان ترکیه بوده و در ایران نیز با ترجمه‌ی عارف جمشیدی که در نشر ثالث منتشر شده، مورد استقبال مخاطبان ایرانی قرار گرفته است. احمد امید برای داستان اولش (شب پابرهنه بود) جایزه‌ی فرید اغوز و هنر را کسب نموده. او به مرور فعالیتش را در نویسندگی بیشتر نموده تا امروز که آثارش به چند زبان دنیا ترجمه و توسط هزاران نفر خوانده می‌شوند.

 

احمد امید

 

بخشی از کتاب روزی روزگاری آناتولی:

«در این که گفتی عاشق پیشه بود، حق با توئه چون غیر از اون چیزی توی زندگی نداشت. اما قسمت تلخ مسئله این بود که شهامت عاشق شدن نداشت. به حدی که نتونه خطرات وابستگی به کسی رو به جون بخره، ترسو و خودخواه بود. برای همین بود که همیشه یکی رو برای روز مبادا داشت. رابطه هاش رو با حضور شخص سوم تضمین می‌کرد. اون دنبال عشق نبود، دنبال بازی و خوش گذرونی بود. ولی عشق و بازی یکی نیستن. حتی همین بازی و بی‌خیالیه که عشق رو می‌کشه.»

مرتب سازی بر اساس