AB vfc filter 116all http://thenounproject.comThe Noun ProjectIcon TemplateRemindersStrokesTry to keep srokes at 4pxMinimum sroke weight is 2pxFor thicker srokes use evennumbers: 6px, 8px etc.Remember to expand srokesbefore saving as an SVGSizeCannot be wider or taller than100px (artboard size)Scale your icon to fll as much ofthe artboard as possibleUngroupIf your design has more than oneshape, make sure to ungroupSave asSave as .SVG and make sure“Use Artboards” is checked100px.SVG 07 Created by Gregor Cresnarfrom the Noun Project 63 Artboard 18 Artboard 23
فیلتر محصولات logo
chibekhoonam_banner
مرتب سازی بر اساس
  • 1 کالا

سید احمد بطحایی

 

زندگینامه سید احمد بطحایی

سید احمد بطحایی روحانی و نویسنده‌ی سی و چهار ساله‌ی ایرانی ست که در حوزه علمیه قم مشغول است و هم چنین در مسیر ادبیات و داستان‌نویسی قدم گذاشته.

 

آثار سید احمد بطحایی

رمان هر صبح می‌میریم اثر سید احمد بطحایی که در نشر افق به چاپ رسیده ، داستان مردی به نام احمد است که همسرش را به جرم خیانت به قتل رسانده و اکنون در زندان به سر می برد و منتظر اجرای حکم اعدام است. او پیش از رسیدن موعد اعدامش، در ذهن خود اتفاقات را مرور می‌کند و در دادگاه‌های خیالی ذهن خود پیروز می‌شود و شکست می‌خورد. علی رغم کم تجربه بودن نویسنده، این رمان داستان‌پردازی خوب و منسجمی دارد و با درونمایه‌ای اجتماعی نوشته شده است.

 

بخشی از کتاب هر صبح می‌میریم:

«چشم هام را به زور باز می‌کنم. پلک هام به هم چسبیده اند، مثل صبح‌های بعد از مرگ مادر و نسیم. پتو را از روی سرم بر می‌دارم. هوا هنوز تاریک است. وقتی تنهایی، زمان را فراموش می‌کنی توی انفرادی. وقتی نور نباشد، هیچ چیز نمی‌بینی. نمی‌فهمی. هوا هنوز سرد است. حبیب می‌گفت یک طبقه زیر زندان است، زیر بند یک. زیر دزدهای مال. نه دزد‌های جان. حتما ضیا را برده‌اند گونه‌اش را به صورتش بخیه زده اند. همان تکه گوشتی که به زور از زیر دندانم بیرون گشیدند. چه فرقی می‌کند. با گونه یا بی‌گونه؛ وقتی می‌میری، می‌روی زیر خاک، می‌کنندت زیر زمین، انفرادی دائمی مثل مادر، که رفت کنار مادربزرگ خوابید، که صورتش را بند بیاندازد برایش قصه بگوید. بگوید چه آمده بر سر میوه‌های کال درخت سیب بابابزرگ.»

مرتب سازی بر اساس