AB vfc filter 116all http://thenounproject.comThe Noun ProjectIcon TemplateRemindersStrokesTry to keep srokes at 4pxMinimum sroke weight is 2pxFor thicker srokes use evennumbers: 6px, 8px etc.Remember to expand srokesbefore saving as an SVGSizeCannot be wider or taller than100px (artboard size)Scale your icon to fll as much ofthe artboard as possibleUngroupIf your design has more than oneshape, make sure to ungroupSave asSave as .SVG and make sure“Use Artboards” is checked100px.SVG 07 Created by Gregor Cresnarfrom the Noun Project 63 Artboard 18 Artboard 23
فیلتر محصولات logo
chibekhoonam_banner
مرتب سازی بر اساس
  • 1 کالا

سیری هاسوت

 

زندگینامه سیری هاسوت

سیری هاسوت در ۱۹ فوریه ۱۹۵۵ در آمریکا متولد شده. او در حوزه‌ی نویسندگی، شاعری و علوم انسانی فعالیت می‌کند. “هاسوت”  تحصیلاتش را در رشته‌ی ادبیات انگلیسی در دانشگاه کلمبیا به اتمام رساند و هم اکنون در دانشگاه کورنل، روان پزشکی تدریس می‌کند.

 

آثار سیری هاسوت

کتاب‌های سیری هاست غالبا ریشه‌هایی روان شناسانه دارند و شخصیت‌های رمان به گونه‌ای پرداخته می‌شوند که می‌توان اثرگذاری ناخودآگاه بر زندگی آنان را دید. این موضوع نمایان‌گر این است که سیری هاسوت مطالعات عمیقی در حوزه روانشناسی و روانکاوی انجام داده. هم چنین او تمرکز زیادی بر شخصیت‌های زن داستان می‌گذارد و با نگاهی فمنیستی آن‌ها و مشکلاتشان را شرح می‌دهد. آثاری که او تاکنون از خود منتشر کرده عبارت‌اند از: چشم بسته، افسون لی لی دال، آن چه دوستش می‌دارم، مصائب آمریکایی، تابستان بدون مردان و چهان فروزان.

او بابت رمان‌هایی که تاکنون نوشته برنده‌ی جایزه‌های من بوکر، جایزه‌ی کتاب لس انجلس تایمز، جایزه‌ی ادبی فمینای فرانسه، جایزه‌ی ادبی واتراستون، جایزه‌ی پرفروش‌ترین کتاب بارسلونا و جایزه‌ی ادبی کوبک گشته. او از دانشگاه اسلو، دانشگاه استندال گرانابل و دانشگاه گوتنبرگ دکترای افتخاری نیز دریافت کرده است.

 

سیری هاسوت

 

بخشی از کتاب افسون لی لی دال:

«ناگهان لی لی بچه‌ی مابل را مثل شخصی که داشت زندگی می‌کرد یا زندگی کرده بود، حس کرد و دلش می‌خواست بداند اگر مرده، در جسم دیگری حلول کرده یا تبدیل به یک روح شده. مابل به سمت لی لی برگشت و در حالی که صدایش گرفته بود گفت: “می دونی من هیچ وقت از تو نمی‌خوام این جا بمونی که وقتی من درگیر اون دستگاه‌های تنفسی تو دیلی هوم شدم دست من رو بگیری. اصلا دوست ندارم.” لی لی به صورت زن نگاه کرد. گونه‌اش را لمس کرد و گفت: “می دونم اما گاهی مردم کارهایی می‌کنن چون دل شون می‌خواد که بکنن مثل گرفتن دست کسی.”»

مرتب سازی بر اساس