AB vfc filter 116all http://thenounproject.comThe Noun ProjectIcon TemplateRemindersStrokesTry to keep srokes at 4pxMinimum sroke weight is 2pxFor thicker srokes use evennumbers: 6px, 8px etc.Remember to expand srokesbefore saving as an SVGSizeCannot be wider or taller than100px (artboard size)Scale your icon to fll as much ofthe artboard as possibleUngroupIf your design has more than oneshape, make sure to ungroupSave asSave as .SVG and make sure“Use Artboards” is checked100px.SVG 07 Created by Gregor Cresnarfrom the Noun Project 63 Artboard 18 Artboard 23
فیلتر محصولات logo
chibekhoonam_banner
مرتب سازی بر اساس
  • 2 کالا
دارای تحلیل گتسبی بزرگ - اثر فرانسیس اسکات کی فیتز جرالد - انتشارات علمی و فرهنگی
مولف:  فرانسیس اسکات کی فیتز جرالد
مترجم:  کریم امامی
سال چاپ:  1398
تعداد صفحه:  350
9786001216473
دسته محصول:
گتسبی بزرگ - اثر فرانسیس اسکات کی فیتز جرالد - انتشارات نیلوفر
مولف:  فرانسیس اسکات کی فیتز جرالد
مترجم:  کریم امامی
سال چاپ:  1398
تعداد صفحه:  288
9789644481451
دسته محصول:
مرتب سازی بر اساس

کریم امامی

 

زندگینامه

کریم امامی مترجم نامدار ایرانی، در سال 1309 در هندوستان متولد شد؛ دو سال اول زندگی را به واسطه شغل پدر که تاجر بود، در هندوستان سپری کرد و بعد به شیراز که اصالتا اهل آن جا بود بازگشت. در دبیرستان نمازی شیراز درس خواند و بعد در رشته ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته شد. یکی از دلایل علاقه مند شدن کریم امامی به زبان انگلیسی را می توان پدر وی دانست؛ او که به واسه شغلش با زبان انگلیسی آشنا بود، باب آشنایی پسرش با زبانی غیرفارسی را باز کرد. او در دوران دبیرستان در کلاس های زبان انگلیسی انجمن فرهنگی ایران و انگلیس شرکت کرد و با استفاده از فضای کلاس و کتاب های آن مجموعه توانست بر زبان انگلیسی تسلط یابد. فارغ التحصیلی او از دانشگاه، هم زمان شد با دوران ملی شدن صنعت نفت و در این زمان کریم امامی برای روزنامه نگاران خارجی، اخبار را ترجمه می کرد. پس از فرونشستن این آشوب، او در روزنامه کیهان و بعد در نشر فرانکلین مشغول به کار شد. کریم امامی در هجدهم تیرماه 1384 به علت سرطان خون چشم از جهان فروبست.

 

آثار

آثار ترجمه شده توسط کریم امامی عبارتند از:

  • رسوایی در کشور بوهم اثر آرتور کانن دویل
  • ایرانیان در میان انگلیسی ها اثر دنیس رایت
  • برق نقره ای و پنج داستان دیگر اثر آرتون کانن دویل
  • کروکی هایی از معماری ایران اثر آلن بایاش
  • فرهنگ اندیشه نو اثر آلن بولک
  • گتسبی بزرگ اثر فرانسیس اسکات فیتس جرالد
  • ماجراهای شرلوک هولمز اثر آرتور کانن بویل
  • عینک دور طلایی و پنج داستان دیگر اثر آرتور کانن دویل
  • سیمای زرد و پنج داستان دیگر اثر آرتور کانن دویل

 

کریم امامی علاوه بر ترجمه، به عنوان ویراستار، روزنامه نگار و نویسنده هم فعالیت می کرد. کتاب «در گیر و دار کتاب و نشر» اثری از اوست که به نشر کتاب، اقتصاد کتاب و نشر، ویرایش، کپی رایت، کتاب و کتابخوانی می پردازد. این کتاب در انتشارات نیلوفر به چاپ رسیده است. کتاب «از پست و بلند ترجمه» که در دو جلد تدوین شده، حدود هفتصد صفحه، مجموعه ای از هفت مقاله ی کریم امامی در باب ترجمه است. این کتاب برای کسانی که به ترجمه علاقه مندند می تواند پیشنهادی خواندنی باشد. کتاب «گال… گال… گالری» کتابی دیگر از اوست که مجموعه مقالاتی می باشد که در دهه چهل در روزنامه کیهان اینترنشنال نوشته شده بود. مهران مهاجر این مقالات را ترجمه کرده و این دو کتاب نیز بسان کتاب اول در انتشارات نیلوفر به چاپ رسیدند.

 

بخشی از کتاب گتسبی بزرگ / نوشته فرانسیس اسکات فیتس جرالد / ترجمه کریم امامی / نشر علمی و فرهنگی

در سال هایی که جوان تر و به ناچار آسیب پذیرتر بودم، پدرم پندی به من داد که آن را تا به امروز در ذهن خود مزه مزه می کنم. وی گفت: «هروقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه مردم مزایای تو رو نداشتن». پدرم بیش از آن نگفت، ولی من و او با وجود کم حرفی همیشه زبان یکدیگر را خوب می فهمیم. و من دریافتم که مقصودش خیلی بیشتر از آن بود. در نتیجه، من از اظهار عقیده درباره خوب و بد دیگران اغلب خودداری می کنم. و این عادتی است که بسیاری طبع های غریب را به روی من گشوده و بارها نیز مرا گرفتار پرگویان کهنه کار کرده است. هنگامی که این خصلت در انسان متعارف ظاهر می شود، مغز غیرمتعارف وجود آن را به سرعت حس می کند و خود را به آن می چسباند. از این رو، در دانشکده مرا به ناحق به سیاست پیشگی متهم می کردند، چون محرم آدم های سرکش ناشناس بودم و از سوزهای نهانشان خبر داشتم. بیشتر این درد دلها میهمان ناخوانده بودند، اغلب هنگامی که از روی نشانه ای برایم مسلم میشد که مکنونات قلبی کسی از گوشه افق لرزان لرزان در آستانه طلوع است، خود را به خواب زده ام یا اشتغال فکری شدید را بهانه قرار داده ام یا به سبک سری خصمانه تظاهر کرده ام. چون افشای مکنونات قلبی جوانان یا حداقل نحوه بیان آن، معمولا پر از سرقت های ادبی است و جاگذاشتگی های آشکار دارد. خودداری از گفتن خوب و بد دیگران، خود حاکی از امیدواری بی نهایت است. من هنوز گاه می ترسم اگر موضوعی را که پدرم آن روز با تفرعن در لفافه گفت و من امروز با تفرعن تکرار می کنم، فراموش کنم این که بهره اشخاص را از اصول انسانیت در هنگام تولد به یکسان تقسیم نمی کنند به نحوی سرم بی کلاه بماند.

و پس از این رجز خوانی درباره مدارامنشی خود، به این اعتراف می رسیم که این مدارا حدی دارد. ممکن است شالوده رفتار آدمی سنگ سخت باشد یا باتلاق تر. ولی کار که از حد معینی گذشت، دیگر چگونگی این شالوده برای من فرقی نمی کند.

 

بخشی از کتاب گال… گال… گالری / نوشته کریم امامی / ترجمه مهران مهاجر

رگبارهای اردیبهشت هم شکوفایی گلها را به ارمغان می آورند و هم نمایشگاه های نقاشی را. دوشنبه، در فوران این شکوفایی، همزمان شاهد افتتاحیه دو نمایشگاه بودیم: نقاشی های بدوی محمود زنگنه در سالن اجتماعات کیهان، و نقاشی های باظرافت محمدرضا جودت در انجمن فرهنگی هند و ایران. محمود زنگنه (که پیش تر گریگوری لیما هم مقاله ای درباره او در کیهان اینترنشنال نوشته بود) هنرمندی خودآموخته و مدعی است؛ نقاشی می کند چون میل و کششی درونی او را وامی دارد تا قلم مویش را بر بوم بگذارد. در نوجوانی در زادگاهش، همدان، در دوره ای که شاگرد یک رنگرز بوده، همین میل و کشش سبب می شده است تا با هر ماده خام و ابتدایی ای که گیر می آورده نقاشی کند، و در اغلب موارد انگشتانش نقش قلم مو را بازی می کرده اند. رفته رفته به نقاشی رنگ روغنی روی آورد و حال، که به تهران آمده و کارمند اداره هنرهای زیبا شده، مجال بیشتری دارد تا به این مشغولیت حیاتی اش بپردازد. اگر زندگی در تهران مجال بیشتری برای نقاشی محمود زنگنه فراهم کرده، از سوی دیگر ظرافت و آراستگی را از نقاشی های او گرفته است. آثاری که او در این نمایشگاه ارائه کرده – بیست و اندی نقاشی از میان دویست وهشتاد نقاشی که در این مدت کار و تلنبار کرده – همگی شبیه سازی هایی سرراست اند، که تکنیک و شیوه قلم زنی و رنگ گذاری آنها کار بسیار بیشتری می طلبد. اغلب صحنه هایی که او به تصویر کشیده مناظری روستایی اند که در دامنه کوه های قهوه ای با قله های پوشیده از برف جا خوش کرده اند و لکه های شیری ابر هم در آسمان موج می زنند و آبي آسمان آنها را بر فراز تپه های مواج سبز و ارغوانی پیچ و تاب می دهد. عمده آثارش همین مناظر شبانی اند از طبیعت اطراف همدان، و نیز از روستایی که او در آن بزرگ شده – و اغلب آنها را با اتکا به حافظه نقاشی کرده است. روستاییان را دم غروب روی بام خانه شان می بینیم که جمع شده اند، یا از کوچه های ده می گذرند، و یا روی کپه های برف ریخته از بام خیمه زده اند این یکی خصوصا نقاشی موفقی از کار درآمده است. در میان نقاشی ها چند چشم انداز تماشایی از شهرها – با تمام جزئیات و نقاط ريزشان – می بینیم، چشم اندازهایی که در گالری های امروزی به یمن هجوم ماشین به سرعت منسوخ می شوند.

بیشتر