آماده یک سری داستان دیوانه وار و سرسامآور از ماجراهای چند تا بچۀ اَبَر شیطون هستید؟! یا آمادۀ این هستید که از فرط عجیب و غریب بودن ایدههای این کتاب، از خنده روده بُر شوید؟! پس خواندن این ادامۀ این مطلب برای شما از نان شب هم واجب تره!
مجموعۀ «خانه درختی» یکی از موفق ترین و جذاب ترین مجموعه داستانهای کمیک و مصوّر کودک و نوجوان به زبان طنز و ساده است که توسط «اندی گریفیتس» و «تری دنتون» نوشته شده است. این دو نویسنده کار تصویرگری کتابهای این مجموعه را نیز بر عهده داشته اند و نقاشیهای سیاه و سفیدی بسیار جذابی به کتاب اضافه کردهاند.
این دو نویسنده بالغ بر 50 جایزۀ معتبر در زمینۀ ادبیات کودک و نوجوان را از آن خود کردهاند و مجموعۀ «خانه درختی» برای آنها شهرتی جهانی کسب کرد و به مدت 20 سال، در صدر فهرستهایی مانند «نیویورک تایمز» دیده شده است.
در ایران نیز این مجموعه توسط «آنیتا یار محمدی» ترجمه شده و نشر «هوپا» آن را منتشر کردهاست. نشر هوپا بازۀ سنی مناسب برای مخاطبین کتابهای این مجموعه را «10 تا 15 سال» تعیین کرده است.
محصولات مرتبط: سری کتابهای هری پاتر
خلاصه ی مجموعه کتاب های خانه درختی
اولین کتاب از مجموعه «خانه درختی» تحت عنوان «خانه درختی 13 طبقه» منتشر شده است. تمامی کتابهای بعدی با اضافه شدن 13 طبقه به خانۀ درختی قبلی شروع میشوند؛ به عنوان مثال عناوین دوم و سوم این مجموعه «خانه درختی 26 طبقه» و «خانه درختی 39 طبقه» نام دارد. کتاب حاضر هشتمین جلد از این مجموعه است که «خانه درختی 104» طبقه نام دارد. شخصیتهای اصلی داستانهای این مجموعه را دو پسر بچه زبر و زرنگ به نامهای «اندی» و «تری» تشکیل میدهند. هر جلد از رمانهای این مجموعه به یک سری ماجراجویی خندهدار و جذاب از زندگی دیوانه وار این دو دوست تخصیص داده شده است. در کتاب حاضر نیز، «اندی» دندان درد گرفته است و در به در به دنبال کشیدن دندان خود است تا آن را در موقع خواب بالای سرش بذارد تا فرشتۀ دندان آن را بردارد. اما این دندان درد چه داستانهایی برای او رقم نمیزند! آن هم در خانۀ درختی که 104 طبقه و کلی ساکن دارد. از حیوانات واقعی و خیالی گرفته تا ماشین پول ساز و لشکر خرسهای گرسنۀ عسل و آکادمی حلزونهای نینجا! با «اندی» و «تری» و دوست آنها، «جیل» همراه شوید تا با راه رفتن از راه پله های تمام نشدنی، ماجراهای جدیدی را کنار یکدیگر رقم بزنید.اندی گریفیتس و تری دنتون نویسنده های مجموعه کتاب های خانه درختی
«اندی گریفیتس» و «تری دنتون» هر دو از نویسندگان و تصویرگران مشهور در کشور استرالیا در زمینۀ ادبیات کودک و نوجوان هستند. آثار آنها در بسیاری از کشورهای دنیا ترجمه و چاپ شده است و مورد اقتباس فیلمها، انیمیشنها و نمایشهای بسیاری قرار گرفته است. متاسفانه از این دو نویسنده آثاری به جز 10 جلد از مجموعۀ «خانه درختی» ترجمه و چاپ نشده است.بهترین ترجمه ی مجموعه داستانی خانه درختی
«آنیتا یار محمدی» نویسنده و مترجم جوان و پر تلاش ایرانی است. او دارای مدرک کارشناسی در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی است و عمده شهرت خود را، به دلیل ترجمۀ مجموعه 10 جلدی «خانه درختی» برای کودکان و نوجوانان کسب کرده است. از جمله دیگر آثار او میتوان به نگارش دو رمان «اینجا نرسیده به پل» و «بازدم» و ترجمه مجموعه خواندنی «همه ی پرسشهای اشتباه» از «لمونی اسنیکت» اشاره کرد.جملات زیبای کتاب خانه درختی 104 طبقه
تری میگوید: «تری دندونی در خدمته! فقط از جات تکون نخور تا با این چکش کارِ دندونت رو بسازم.» میگویم: «عمراً، همین الانش داره از درد میترکه! چکش بی چکش!» تری میگوید: «چکش نه؟ خب، هیچ مشکلی نیست. به جاش از این دینامیت دندون استفاده میکنیم! ببین! روش نوشته: یک دینامیت را در دهان، نزدیک دندانی که درد میکند، قرار دهید و فیتیله را روشن کنید.» میگویم: محاله!!! نه چکش، نه دینامیتِ دندون! اگه دندونم خرد و خاکشیر بشه دیگه به دردِ فرشتهی دندون نمیخوره. واقعاً که هیچی نمیفهمی، تری دندونی!» تری میگوید: «خب، پس دیگه نمیدونم باید چی کار کنیم. شاید بهتر باشه بریم و از سه جغد دانا بپرسیم.» تری برای بار پنجاه میلیونُمین پرسید: «نزدیک نشدیم؟» میگویم: «چرا تقریباً. فقط چندتا پله دیگه مونده.» جیل میگوید: «اوناهاش، لونهی پرنده!» میگویم میتونی دندونم را ببینی؟» جیل میگوید: «نه، فقط چندتا جوجه پرنده میبینم، با نمک ترین جوجه هایی که توی عمرم دیدهام!» حدود هزار پلهی دیگر هم بالا میرویم تا دقیقاً میرسیم جلوی لانه. ولی از اینجا که ما ایستاده ایم تا آن طرف، یک عالمه فاصله است! و یک عاااااالمه فاصله تا زمینِ آن پایین! تری میگوید: «چه جوری باید برسیم به لونه؟ فاصله مون بیشتر از اونه که بشه پرید.» میگویم: «میدونم. ولی وقتی از پایین نگاهش میکردیم، این قدرها زیاد به نظر نمیاومد.» جیل میگوید: «شورت نجات غریق اضطراریات چی، تری؟ میشه از اون استفاده کنیم؟» تری میگوید: «نپوشیدمش! وقتی توی کتاب قبلی رفتیم جزیره، سوراخ شد. اما به جاش میتونیم از گوشهای در مواقع اضطراری باد شوندهام استفاده کنیم!» میگویم: «شوخی میکنی؟ گوشهای در مواقع اضطراری باد شونده؟! بعد از آکادمیِ حلزونهای نینجاایم احمقانه ترین حرفیه که ازت میشنوم!» روزی روزگاری، که یه روزگارِ خیلی دندونیای بود، هیچ جنبندهای توی خونه درختی تکون نمیخورد (حتی من) که سر و صدا درست نشه. آخه اندی به امیدِ فرشتهی دندون، دندونشو انداخته بود تو یه لیوان آب و توی تخت خوابش خوابیده بود. همین طور سکه پشت سکه بود که توی خواب اندی ظاهر میشد. من هم اون طرف، دراز کشیده بودم توی وان و سعی میکردم به جای دردسر درست کردن حباب درست کنم. یعنی اینکه واقعاً، واقعاً و واقعاً ساکت باشم! تا اینکه یهو از توی جنگل صداهایی اومد. انگار یه لشکر اومده باشه اون بیرون. تندی حولهام رو پیچیدم دورِ تنم و مثل باد دویدم تا سر و گوشی آب بدم. رفتم لبهی سکو و از وسط برگ ها سرک کشیدم. ولی اون لشکر با همهی سر و صداش یه لشکر کوچولو موچولو بود، که با یه ماشینِ بخاریِ فسقلی نزدیک میشد. به اضافهی یه ماشین باریِ کوچولو و جرثقیلی شبیه اسباب بازی، که یه چنگک با زنجیرِ طلایی ازش آویزون بود. و پشت سر تمام اینا هم یه موجودی بود که تا دیدمش فهمیدم فرشتهی دندونه! به سرعتِ عقاب، طرف خونه درختی میاومد و هم سوت میزد و هم با صدای بلند دستیارهاشو صدا میکرد!
آیا این بررسی برای شما مفید بود
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
برای ارسال دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید وارد حساب کاربردی شوید