کتاب «گیاهخوار»، نوشته هان کانگ و ترجمه شادی غفیری، در 170 صفحه، توسط انتشارات 360، تالیف شده است. این کتاب، که در ژانر رمانهای روانشناختی و داستانهای خانوادگی، قرار میگیرد، روایتی تکاندهنده دارد. این کتاب، به هدف به تصویر کشیدن عمیقتر سه مفهوم «میل»، «خودمختاری» و «سرکشی» نوشته شده و در آن از داستان زندگی «یئونگ-هه»، برای انتقال مفاهیم ضمنی، استفاده شده است. در این کتاب، «گیاهخواری» به عنوان یک عمل «خودمختارانه» از سمت شخصیت اصلی داستان، جامعه مردسالارانه کره را به چالش میکشد.
کتاب «گیاهخوار» با عنوان اصلی (Chaesikjuuija)، با توجه به کرهای بودن نویسنده آن، در ابتدا در سال 2007 در کره جنوبی، منتشر شد. نظرات اولیه خوانندگان کرهای، در مورد این کتاب، چندان دلگرمکننده نبود؛ آنها تم رمان و تصویرسازیهای آن از خشونت و روابط جنسی را تعجبآور، غیرملموس و افراطی میدانستند. حتی گروههای محافظهکار، تصمیم داشتند این کتاب را به خاطر محتوای آن و تاثیراتی که ممکن بود بر خوانندگان کمسن و سال داشته باشد، از کتابخانهها حذف کنند.
«گیاهخوار» در سال 2015 و 2016 به زبان انگلیسی با نام (The Vegetarian) ترجمه و در انگلستان و ایالات متحد منتشر شد و شهرتی جهانی پیدا کرد. ترجمه این کتاب به زبان انگلیسی، باعث شد مورد توجه منتقدان زیادی قرار گیرد و طولی نکشید که این کتاب از هان کانگ، به کتابی پرفروش تبدیل و برنده جایزه جهانی من بوکر شد.
برای کتاب «گیاهخوار»، گروه سنی خاصی تعیین نشده اما با توجه به تم بزرگسالانه و محتوای گرافیکی آن، خواندن این کتاب، برای افراد بزرگسال و نوجوانان بزرگتر (16+ سال) ، مناسبتر است.
در سال 2009، فیلمی با اقتباس از این رمان، با همان نام، به کارگردانی لی وو-سئونگ، در ژانر درام-ترسناک، ساخته شده است.
خلاصه کتاب گیاهخوار نوشته هان کانگ
کتاب «گیاهخوار»، در مورد زندگی یک زن معمولی، به نام «یئونگ-هه» است که با شوهرش، زندگی آرام و شاید بیش از حد کسلکنندهای را میگذارند. داستان اصلی این رمان، با اتفاقی شروع میشود که رنگ دیگری به شخصیت یئونگ هه میبخشد، رنگی که با روحیات آرام او و روند زندگی عادی و معمولی آنها، در تضاد است...
با اینکه کتاب «گیاهخوار» نوشته هان کانگ، حول محور زندگی شخصیت اصلی آن یعنی «یئونگ-هه» میگذرد، هیچگاه از زبان او، گفته نمیشود؛ در واقع در هر یک از سه فصل کتاب، روایت اتفاقات، از زبان یکی از اعضای خانواده «یئونگ-هه»، بیان میشود. فصل اول کتاب با عنوان «گیاهخوار» از زبان شوهر «یئونگ-هه»، فصل دوم با نام «مارک مغولی» از دید شوهر خواهر «یئونگ-هه» به نام «یئونگ-هو» و فصل آخر و سوم به اسم «درختان شعلهور»، از زبان خواهر بزرگتر «یئونگ-هه» یا همان «این-هه»، تعریف میشود.
این ویژگی باعث شده تا تغییرات «یئونگ هه» در طول کتاب و تاثیر آن روی اطرافیانش، از زوایای بیشتر و عمیقتری، قابل بررسی باشد.
بریده هایی از کتاب گیاه خوار از هان کانگ
"رویاي من اینه که دستام دور گردن یکی بیفته، فشارش بدم، موهاي بلندش رو بگیرم و همهش رو بزنم. انگشتام برن توي چشماش، بخصوص اون سفیديهاي سرش. ساعتهاي بیپایان بیداري، رنگهاي کسلکنندهي کبوترها توي خیابون و من دارم ضعیف میشم، انگشتام میل به کشتن داره. گربهي همسایه با چشماي روشنش، من میتونم اون روشنی رو له کنم. پاهاي لرزونم، عرق سرد روي پیشونیم. من یه آدم دیگه میشم، یکی دیگه توي وجودم بیدار میشه و منو میخوره، همین ساعتها ...
دهنم پر از آب دهن شده. از مغازه قصابی رد شدم و مجبور شدم دستمو روي دهنم بگیرم. از ته زبونم تا لبهام، همه خیس شده. آب دهنم داره از لبهام میریزه و میچکه.
کاش میتونستم بخوابم. کاش میشد حتی براي یه ساعت از آگاهی فرار کنم. خونه توي این شبها سردتر از باقی شبهاي عمرم به نظر میرسید. از روي تختخواب پا میشم و با پاي برهنه توي خونه قدم میزنم. سردي کف زمین مثل برنج یا سوپی بود که مدت زیادي بیرون مونده و سرد شده. از پشت اون پنجرهي سیاه هیچ چیزي از بیرون قابل دیدن نیست. درب تاریک خونه به طور گاهبهگاه تکون میخوره، ولی هیچکس نمیاد در بزنه یا چیزي. وقتی به سمت تخت برمیگردم و دستم رو زیر لحاف میبرم، میبینم که همهي گرما رفته."
"وقتی از خطر دور شد، پولی که شوهر یئونگ-هه بهش داده بود رو برداشت و رفت یه فروشگاه تا یه پیراهن نو بخره و عوض کنه. به جاي اینکه پیراهن کثیف و خونی رو بندازه دور، اونو مچاله کرد و با خودش به خونه برد. توي مسیر، کار آخرین ویدیوش به ذهنش اومد و تعجب کرد که چرا داره بهش فکر میکنه، انگار چیزي بود که درد غیرقابل تحملی براش داشت. اون کار براساس تصاویري بود که از چیزهایی که ازشون متنفر بود و فکر میکرد دروغ هستن ساخته شده بود، یه جور
تبلیغات، کلیپهاي خبري، سریالهاي تلویزیونی، گفتگوهاي چهرههاي سیاسی، نمایش پلهاي ویرانه و فروشگاهها، بیخانمانها و اشکهاي بچههایی که از بیماريهاي درمانناپذیر رنج میبردن، همراه با موسیقی و زیرنویسهاي گرافیکی."
"صداي یونگه، اول آروم و ملایم بود طوري که به خودش شک کرد خوابه یا بیدار. بعد صداش مثل یه بچهي معصوم و بیگناه شد اما آخرش به صداهاي نامفهومی تبدیل شد، مثل صداي یه حیوونِ در حال ناله. چشماش رو با وحشت باز کرد، قبل از این که دوباره به خواب بره، نفرت شدیدي داشت که تا به حال تجربه نکرده بود. دچار شوك شد و دوباره به خواب رفت. اینبار جلوي آیینه حموم وایستاده بود. توي آیینه دید که خون از چشم چپش در حال چکه کردن بود. سریعاً دستش رو بالا برد تا خون رو پاك کنه، اما به نحوي تصویرش توي آیینه تکون
نخورد بیحرکت مونده بود و خون از چشمی که خیره شده بود، میریخت.
با صداي سرفهي جیوو از خواب پرید و به اتاق خواب رفت. یونگه مدتها پیش گوشهاي از این اتاق نشسته بود، اون تصویر رو از ذهنش پاك کرد و دست کوچیک پسرش رو گرفت و بالا برد انگار میخواست با اون بازي کنه. زیر لب گفت:
«حالت خوبه.»
اما مشخص نبود این حرف براي تسکین کی بود؛ خودش یا پسرك!"
نظرات خوانندگان و منتقدان در مورد کتاب The Vegetarian از هان کانگ
"من عاشق این کتاب شدم. ما به صورت غریزی، بدون اینکه از کشمکشهای درونی دیگران، باخبر باشیم، آنها را قضاوت میکنیم. زوایای دیدی که این کتاب دارد، بازتاب کاملی از کشمکشهای درونی مدرن افراد را نشان میدهد. این کتاب، خلاقانه و مبتکرانه است و توانست به خوبی توجه من را جلب کند. من کاملا با شخصیت خواهر بزرگتر، همذاتپنداری میکنم. این اولین کتابی است که من به عنوان یک فرد 27 ساله، از روی میل و رغبت شخصی، میخوانم. متشکرم، به نظر من، نویسنده این کتاب، یک نابغه است."
"«گیاهخوار»، یک کتاب هیجانانگیز است که تاثیرات پنهانی بزرگ شدن در یک محیط بسته و محدود را به تصویر میکشد. داستان کتاب در مورد زنی جوان است که در برابر همرنگ جماعت شدن و هماهنگی با جامعه، مقاومت میکند. در حقیقت، خواندن «گیاهخوار»، به هر فرد مایل به کسب اطلاعات عمیقتر در مورد انواع بیماریهای روانی، توصیه میشود."
"کتاب خیلی خوبی است. باعث شد موهای تنم سیخ بشوند! به نظر من، گیاهخوار، از آن کتابهایی است که چندین بار میخوانید و هر بار، چیز جدیدی از آن یاد میگیرید."
درباره هان کانگ نویسنده کتاب گیاهخوار
هان کانگ، متولد 27 نوامبر 1970، یک نویسنده اهل کره جنوبی است. او کتابهایی مثل «درسهای یونانی»، «اعمال انسانی»، «کتاب سفید»، «وداع نمیکنیم» را نوشته است. هان کانگ، از سال 2007 تا 2018، به تدریس نویسندگی خلاقانه در موسسه هنری سئول، مشغول بود و به خاطر رمان «گیاهخوار» به شهرت جهانی رسید. «گیاهخوار»، اولین رمانی است که به زبان کرهای نوشته شده و برنده جایزه بینالمللی بوکر، شده است. کانگ هم اولین زن اهل کره جنوبی و آسیاییِ برنده جایزه نوبل ادبیات است. این جایزه در سال 2024، به او اعطا شد.
آیا این بررسی برای شما مفید بود
هنوز بررسیای ثبت نشده است.
برای ارسال دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید وارد حساب کاربردی شوید